روایتی تاثیر پذیر از پیامبر
روزى پیامبر گرامى اسلام فرمودند : خدایا منطقه شام و یمن را بر ما مبارك گردان! صحابه گفتند: منطقه نجد [۲] را چطور؟
حضرت سخن قبل خود را تكرار فرمود و صحابه دوباره از نجد پرسیدند، حضرت در مرحله سوم فرمود: در نجد زلزله ها [۳] و فتنه ها به وقوع خواهد پیوست و شاخ شیطان از آن جا طلوع خواهد كرد.
افرادى از ناحیه مشرق، قیام مى كنند و قرآن تلاوت مى كنند و حال آن قرآن كه از گلوگاه آنها تجاوز نمى كند (در قلب آنان تاثیر نمى گذارد) و از قرآن بهره نمى برند، این گروه از دین خارج مى شوند همان گونه كه تیر از كمان خارج مى شود و دیگر به طرف دین برنمى گردند مانند تیر كه به سوى كمان برنمى گردد.
از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله پرسیدند كه : این فرقه چه نشانه اى دارند ؟
آن حضرت فرمود : چهره این گروه با سرهاى تراشیده، مشخص مى شود.
سیّد عبد الرحمن اهدل، مفتى منطقه زبید، مى گفت: در نقد عقائد وهّابیّت نیازى به تألیف كتاب نیست؛ بلكه همین حدیث پیامبر كه ویژگىهاى این فرقه را «تراشیدن سر» معرفى كرده، براى بطلان عقیده آنان كفایت مى كند؛ زیرا غیر از وهّابیّت هیچ یك از فرقه هاى بدعت گذار این ویژگى را ندارند. روزى محمد بن عبد الوهاب به یك زن دستور داد كه سرش را بتراشد، آن زن به وى گفت: تو كه مى گویى زنان باید سر خود را بتراشند؛ باید دستور دهى مردان هم ریش خود را بتراشند؛ زیرا ریش مرد، همانند موى زن، زینت او محسوب می شود و محمد بن عبد الوهاب از پاسخ آن زن عاجز ماند .
تمامی مطلب زیر ازسایت مرکز پاسخگویی دینی است
دشمني وهابيت با پيامبر به روايت تصاوير
دوستان سلام
براي آشنائي با وهابيت و اينكه حساب وهابيت با اهل سنت جداست، و اينكه آنها دشمن اسلام و قرآن و پيامبر هستند، مقداري عكس تهيه كردم، باهم ببينيم، از نظراتتون استفاده ميكنم.
البته به زودي مطالبي را درباره اينكه چرا وهابيت با پيامبر دشمند، مطرح ميكنم
اما تصاوير
موضوع اين قسمت:
حذف نام پيامبر از مسجد پيامبر فقط به بهانه شرك
از باب البقيع كه وارد حرم شويد، به سه هشتي كه هركدام دو شبكه فولادي محرابي شكل دارد برخورد ميكنيم
مقابل ضريح ميايستيم سلام ميديم.

از راه دور نيز قبوله
ميريم تو حال خودمون
ياد سالهاي قبل كه ميافتم، بيشتر پي به نامردي و نمك نشناسي وهابي ها ميبرم
بد جوري ميخوره تو ذوقمون
جمعا شش شبكه فولادي است كه روي آنها تا سه سال قبل نوشته بود
يا الله يا محمد
نام الله همراه نام پيامبر

اما از سه سال قبل تا كنون محمد را برداشته و به جاي آن مجيد گذاشتند

چرا اينكار را ميكنيد؟
(با عرض پوزش از پيامبر و همه مسلمانان)
چون محمد مُرده و پوسيده، لازم نيست نامي از او باشد
بازهم از پيامبر عذر مي خواهم
چاره اي نيست براي تنوير افكار خوب است:
ابن تيميه (رهبر فكري وهابيها) آمد تو مسجد و با گستاخي تمام با عصاي خودش به قبر پيامبر اشاره كرد و گفت:
اين عصاي من از استخوانهاي پوسيده زير اين خاك ارزشش بيشتر است، زيرا عصاي من حاجت مرا مي دهد اما از او كاري ساخته نيست.
باشه! شايد روي نفهمي و حماقت، اين ايده دنبال ميشود
ولي ميفهمي حماقت تنها نيست خباثت هم هست
ميگي نه بيا بيشتر مسجد را بگرديم
از مسجد قديمي كه مياي بيرون پاتو ميذاري مسجد جديد، نوشته اي توجهتو جلب ميكنه
نوشته:
بنی بيده هذه الاحجار الاربعه فلان تأسيا بالنبي صلی الله عليه و آله وسلم تقبل الله منه (و ذاك في شهر ربيع الاول سنه 1373 هق)

تو پرانتز، بقول امروزيها پيام بازرگاني:
حالا عادت بدي كه اهل سنت دارن (اختصاص به وهابيها ندارد) صلوات بيرون نمازشون با صلوات داخل نماز فرق ميكنه، داخل نماز صلوات همراه با آل پيامبره، ولي بيرون نماز صلوات ابتر ميفرستن (صلوات دم بريده تعبير خود پيامبرمونه) بگذريم، بريم سر اصل موضوع
پرانتز بسته!
ترجمه اش اينه:
اين چهار سنگ را فلان پادشاه گذاشته تا به پيامبر تأسي كرده باشد، خدا از او قبول نمايد، اين در سال 1373 هجري قمري بوده است
خوب به عكس دقت كنيد!
ديوارهاي حياط جديد (سمت چپ) با سنگهائي متفاوت از ديوار قديم است
چند نكته:
1- تمام قستهاي دو حياط قديمي تخريب شده، ولي اين علامت را نگه داشتند، چرا؟
چون نام پادشاه مقدس است.
پس يادگاري خوب است اما براي پادشاه نه پيامبر.
2- رنگ سنگهاي مسجد قديم قهوهاي متمايل به نارنجي است، چون فقط دست شاه به آن چهار سنگ خورده آن سنگها را با دو رنگ قهوهاي تيره و سفيد متمايز كردند، آقا حجاره نامشونو رو سنگ تراشيده تا براي هميشه بمونه، هركه سنگو ديد ياد او بيافته.
3- گذاشتن چهار سنگ به صورت سمبليك، يعني تأسي به پيامبر؟!
تأسي به پيامبر خوب است، اما رياكاري شرك است.
ميگن نه اين شرك نيست چون پادشاه اولوالامره و كارهايش روي حساب و كتابه!
اما اگر مسلماني به توصيه پيامبر عمل كند و به زيارت ايشان حتی بعد وفاتشان بيايد مشرك است.
دشمني با پيامبر به نظر شما شاخ و دم دارد؟؟!!
يعني كاري كه پادشاه در 56 سال قبل كرده ( كار كه نه! به قطر سنگها دقت كنيد مي فهميد وزن سنگها 20 كيلو كمتر نيست) يعني ماله اي كشيده رفته، بايد حك شود و علامت داشته باشد ولي نام پيامبر؟؟
بارها و بارها زوار ايراني و غير ايراني سؤال ميكنند قبر پيامبر كجاست؟
يعني اگر سراسر حرم را بگردي، يك تابلوي راهنما، حتی يك فلش كوچك نيز وجود ندارد تا زوار را راهنمائي نمايد.
باز مجبورم اسم خبيث ابن تيميه را ببرم، او گفته:
هركه به قصد زيارت پيمغبر بيايد مشرك است(!!)
حالا ميگي اين مال 56 سال قبله الآن روشن تر شدن، ديگه از اين كارها نميكنن!
پس به اين عكس نگاه كن:

اين سنگ در چهار قسمت مسجد النبي نصب شده است
در تاريخ 9 صفر 1405 يعني 24 سال قبل بنا شده است
نوشتن سنگ يادبود از منظر هيچ عاقلي اشكال ندارد
اصل توسعه و تعمير مسجد كار خوبي است
اما طبق مسلك اينها سؤال مي كنيم:
چرا نام فهد بزرگ تر از نام الله و آيات قرآن نوشته باشد؟
اين شرك نيست، پس چيست؟
بنابر عقيده وهابيت مبني بر تخريب تمام چيزهاي غير خدائي(!!)
چرا اين سنگ را بنا كردند؟
بنا كردند، چرا بعد مرگ فهد تخريبش نكردند؟
مگر نه اينك او پوسيده است؟
نام كسي كه مسجد را تعمير كرده حك شود
اما نام كسي كه اصل شهر به خاطر زحمات اوست تبديل به مجيد شود
و سؤالات فراوان ديگر...
لازم نيست خيلي به ذهن خود فشار بياوريم
يك سري ميريم مكه
كنار شهداي فخ
واقع در شارع الشهداء، حسين بن على بن حسن بن حسن، در سال 169 با شورش بر ضد هادى عباسى به قتل رسيد، امام باقر عليه السلام مىفرمايند پيامبر از فخ كه مىگذشت ايستاد، ركعتى نماز خواند و وقتى ركعت دوم را خواند گريه كرد وفرمود: جبرئيل به من خبر داد كه: يا محمد ان رجلا من ولدك يقتل فى هذا المكان و اجر الشهيد معه اجر الشهيدين.
اين مقبره به خاطر دشمني با پيامبر تخريب شده است
اما كنار آن، قبر عبدالله بن عمر است، كه دشمني او نيز با علي و آل علي عليهم السلام ثابت است، اين قبر هم مخروبه بود، ولي با ارادتي كه شهردار مكه به دشمنان پيامبر دارد قبر آن را آباد كرد، دورش ديوار سفيد كشيد، برايش نردههاي آهني با رنگهاي طلائي نصب كرد و بر روي تابلو نوشت:

اين قصه سر دراز دارد
اين غصه سر دراز دارد
قسمت دوم
بسم الله الرحمن الرحيم
در پي استقبال زيادي كه از قسمت اول اين مجموعه شد اكنون به قسمت دوم اين مجموعه توجه نمائيد
اين قسمت:
استفاده ابزاري از آيات قرآن براي ترويج افكار ضدپيغمبري
خود ايشان به ما دستور داده با صداي بلند سلام كنيد
اگر مردم سلام بر پيامبر را افشاء نمايند چه ميشود؟
جزء اينكه ياد او بيشتر در دلها ميماند؟
دشمن پيامبر نميخواهد سلام بر حضرت رواج پيدا كند
لذا وهابيها اين عمل را بدعت ميشمارند
عمل به دستور حضرت بدعت است
دوباره عكس اول قسمت اول را مرور كنيم

مگر ثابت بن قيس طبق دستور پيامبر با صداي بلند خطبه هاي ايشان را با صداي بلند تكرار نمي كرد؟
مگر عباس بن عبدالمطلب در جنگ حنين طبق دستور پيامبر با صداي بلند فرياد نزد ؟
ما هم طبق دستور پيامبر با صداي بلند سلام ميكنيم
به جملات بالا دقت كنيد!
چه فرقيست ميان زائر و ثابت بن قيس و عباس؟
طبق دستور ايشان با صداي بلند سلام ميكنيم
مگر خداوند در قرآن ياد پيامبر را بالا نبرده است:
ورفعنا لك ذكرك شرح 4
اما استفاده ابزاري:
روي هشتي اول نوشته:
يا أيها الذين آمنوا لا ترفعوا أصواتكم فوق صوت النبي ولا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض أن تحبط أعمالكم وأنتم لا تشعرون حجرات 2

روي هشتي دوم نوشته:
إن الذين يغضون أصواتهم عند رسول الله أولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوى لهم مغفرةٌ وأجرٌ عظيمٌ حجرات 3

قرآن فرموده: آنان كه صدايشان را نزد پيامبر كوتاه كنند قلوبشان براي تقوا امتحان شده است...
در حديثى از امام باقر عليه السلام در باره ماجراى وفات امام حسن مجتبى عليه السلام و ممانعتى كه از سوى عايشه در زمينه دفن آن حضرت در جوار پيامبر ص به عمل آمد و سر و صداهايى كه بلند شد مىخوانيم: امام حسين عليه السلام به آيه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ ...
استدلال فرمود، و از رسول خدا صلی الله عليه و آله وسلم اين جمله را نقل كرد:
ان اللَّه حرم من المؤمنين امواتا ما حرم منهم احياء:
خداوند آنچه را از مؤمنان در حال حيات تحريم كرده در حال مماتشان نيز تحريم كرده است.
نكته
سلام بر پيامبر شعار مسلمانان است و اين حداقل شكرانه به ساحت قدسي آن عزيز است.
سؤالات:
1- سلام اگر بلند نباشد، چگونه ابراز ارادت، شعار مسلمانان شود؟
2- چرا اذان بلند گفته شود؟ مگر طبق ادعاي شما بلند كردن هر نوع صدائي در محضر پيامبر منع نشده است؟
مگر شعار با شعار فرق دارد؟
3- چرا صداي امام جماعت يا خطيب جمعه بلند باشد، ولي صداي صلوات بر پيامبر، آرام؟
مگر شعار با شعار فرق دارد؟
4- به زعم باطل شما (با عذرخواهي از پيامبر و همه مسلمانان) پيامبر پوسيده و اثري از آن نمانده است، خب!
پيامبري نيست تا صدا بلند كردن در برابر او اشكال داشته باشد!!
اما پيامبر هست، همه مسلمانان به جز وهابيها به زنده بودن ارواح بعد مرگ اعتقاد دارند.
اگر پيامبر هست (كه هست) چه اشكالي دارد به او با صداي بلند سلام كنيم، براي طلب مغفرت به او متوسل شويم، مگر قرآن نفرموده:
ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جآؤوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابًا رحيمًا نساء 64
اگر مسلمانان گناهكار نزد تو آيند از خدا طلب مغفرت كنند و پيامبر براي آنان استغفار نمايد خداوند را توبه پذير و رحيم مييابند.
سؤال از وهابيها اين است كه:
اگر اين آيه مخصوص عصر نزول قرآن باشد، خاصيتش براي ما چيست؟
چرا بايد اين آيه چاپ شود
چرا بايد اين آيه قرائت شود
چرا بايد اين آيه حفظ شود
چرا بايد اين آيه تفسير شود
چرا بايد اين آيه ترجمه شود
ولي عمل نشود؟!
پس شما به قرآن اعتقاد نداريد
چرا ميان خدا و پيامبر جدائي مياندازيد؟
چرا به همه قرآن اعتقاد نداريد؟
خداوند شما را كافر ميداند:
إن الذين يكفرون بالله ورسله ويريدون أن يفرقوا بين الله ورسله ويقولون نؤمن ببعض ونكفر ببعض ويريدون أن يتخذوا بين ذلك سبيلاً أولئك هم الكافرون حقا وأعتدنا للكافرين عذابًا مهينًا نساء150 - 151
آنان كه كافر به خدا و رسول هستند به دنبال تفرقه بين خدا و رسول هستند و به بعض آيات ايمان دارند و به بعض كافرند... آنها حقيقتا كافرند و عذاب خوار كننده برايشان آماده است
اما آيه مكتوب بر هشتي سوم:

ما كان محمدٌ أبا أحد من رجالكم ولكن رسول الله وخاتم النبيين وكان الله بكل شيء عليمًا أحزاب 40
محمد پدر هيچكدام از مردان شما نيست، بلكه فرستاده خدا...
اين مربوط به ازدواج پيامبر با همسر زيد است، زيد پسرخوانده بود، عرب جاهلي پسر خوانده را پسر واقعي ميدانست، لذا همسر پسر خوانده، عروس واقعي محسوب ميشد و بالتبع ازدواج با او حرام ميشد، با نزول اين آيه بر اين پندار غلط جاهلي مهر باطل زده شد.
حال چرا اين آيه را اينجا نوشتند؟
روي ضريح پيامبر؟!
قبل از روي كار آمدن فرقه ضاله مضله وهابيت رواياتي از اهل سنت در تكريم و احترام اهل بيت در همين نقطه نقش بسته بود، آن روايات را برداشتند و به دنبال آيهاي گشتند كه نسبت حضرت را با نسل خودش قطع نمايند، ناشيانه و با بي سوادي فاحش سراغ اين آيه آمدند.
تا كسي به دنبال اهل بيت ايشان در بقيع نگردد!
تا كسي نامي يادي از حضرت زهراء نكند!
تا كسي سادات را احترام نكند!
زهي خيال باطل!
آيه مودت
مگر قرآن نفرموده:
قل لا أسألكم عليه أجرًا إلا المودة في القربى ومن يقترف حسنةً نزد له فيها حسنًا إن الله غفورٌ شكورٌ شورى 23
چه اشكال داشت اين آيه را مينوشتيد؟
مگر احترام به خويشان پيامبر مزد رسالت نيست؟
مگر احترام به خويشان پيامبر احترام خود پيامبر نيست؟
چرا از تبليغ نام اهل بيت ميترسيد؟
چرا به دروغ خود را محب اهل بيت مي دانيد؟
اگر كسي بخواهد به آيه مودت عمل كند چه كند؟
چون مردم به زيارت قبور اولاد پيامبر مي روند و ياد پيامبر مي نمايند قبور را تخريب كردند
طبيعي است با هر نشاني مقابله كنند

نميتوانستند ارادت مردم به پيامبر و آل گراميشان را ببينند

تخريب تمام زيارتگاههاي منتسب به پيامبر در دستور كار اين فرقه است
كه تخريب گنبد و باردگاه حرمين عسكريين عليهما السلام از اين قبيل است
سؤال: چرا قبر پيامبر را تخريب نكردند؟
جواب: قصد تخريب داشتند، ولي علماء زيادي از بلاد مختلف، آل سعود را تهديد كردند اگر متعرض قبر پيامبر شويد اعلان جهاد مينمائيم، لذا ترسيدند
اما
سكوت مطلق خائن الحرمين الشريفين در برابر هتك حرمت پيامبر در روزنامه هاي دانماركي و غيره خود داستان مفصلي دارد.
دشمني اينها با شخص پيامبر بسيار بالاتر از اين مطالب است، مثلا تمام كشورهاي اسلامي در برابر توهين اجانب به ساحت مقدس پيامبر راهپيمائيها و تجمعات اعتراض آميزي بر پا كردند ولي در سرزمين وحي اجازه اينكار داده نشد!
يا حجة بن الحسن عجل علی ظهورك
و با آمدنت به اتفاق تو بوسه بر اين قبر پاك نهيم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعين

نقاش خوش ذوقي اشعار داخل ضريح پيامبر را به شكل زير درآورده كه در مجموعه هاي بعدي به آنها مي پردازيم، انشاءالله

براي هر چه بهتر شدن قسمت سوم اين مجموعه دعا بفرمائيد